سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )
مقدمة 2
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )
دوستداران اهل بيت عليهم السّلام . گويا سرّ اينكه اين عزيزان چنين درخواستى را از اين جانب داشتند و اصرار به اين كار مىورزيدند ، اين باشد كه در اثر بسيارى معاشرتم با ايشان و شدت ارتباط و استفادهام از منبع فيوضات كامله شان ، طبعا اطلاعات وسيعترى از خصوصيات علمى و عملى و مراتب روحى و عرفانى اين عالم بزرگوار خواهم داشت ، پس به نظر عزيزان خودم مناسب مىنمود كه در اين موضوع چيزى بنگارم . اما كثرت مشاغل علمى و پاره اى از گرفتاريهاى شخصى ، مانع از اين توفيق عظيم بود تا اينكه كتابهاى اصولى و فقهى ايشان مكرر در عراق و ايران و لبنان چاپ شد و نوبت به نشر مؤلفات ولائى و بررسى احوال گذشتگان رسيد ، مخصوصا هنگامى كه كتاب پرارج « فضائل الخمسة من الصحاح الستة » كه شرح امتيازاتش از ساير كتابهاى مشابه خواهد آمد و كتاب « السبعة من السلف » و ترجمه آن بنام « هفت تن از پيشتازان صدر اسلام » منتشر شد و اهل تحقيق از مذاهب مختلف اسلامى از آن بهره بردند . نشر اين كتابها بيشتر موجب اصرار و درخواست مكرر نگارش شرح حال مؤلف گرديد . در اين روزها كه در آستانه چاپ و نشر ترجمه كتاب « فضائل الخمسه » مىباشيم ، با خود انديشيدم كه مبادا اهمال در اين امر خطير و كوتاهى نمودن در اعلام پاره اى از حقايق علمى و ادبى و اخلاقى ايشان سزاوار نباشد ، بلكه قصور يا تقصيرى باشد دربارهء پدرى كه ( ولدنى و علَّمنى و ربّانى ) نسبت به فرزندش كه در دامن پرفيض چنين پدرى نهايت تربيت را يافته و از فيوضات علمى و اخلاقيش بهرهها برده است ، فكر كردم شايد اين سستى تقصيرى باشد نابخشودنى . از اين جهت تصميم گرفتم به قدر امكان و تا اندازه اى كه قدرت علمى و توانائى بدن اجازت مىدهد در انجام اين كار كوتاهى نكنم و با درخواست توفيق از درگاه الهى به نگارش احوال و آثار پدرم مبادرت ورزم .